دیروز.....
سلام خوبین خوشین از ماجرای دیز واستون بگمدیرزو همراه مامان بزرگ بابا بزرگ
عمو وعمه و بابایی و مامانی دختر عمو و دختر عمه رفتیم باغمون(چون خرما هامون رسیده بود رفتیم به تکونیم)
من و دختر عمو ام رفتیم کمک من و رقیه حساسیت داریم رفتیم کمکشون حساسیتمون بدتر شد چشامون زیرشون گود افتاد و باد کرد بینی هامونم کیپ خیلی روز بدی بود
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

دیروز..... 

